استراتژی جایگاه ­یابی

استراتژی جایگاه ­یابی – Positioning

Positioning – استراتژی جایگاه ­یابی در بازاریابی

استراتژی جایگاه ­یابی به معنای روش یا مجموعه ای از روش های خاصی است که بازاریاب یا سیستم بازاریابی انجام می دهد تا خود را در ذهن مشتری جابیندازد؛ به ­عبارت­ دیگر مجموعه فعالیتی است که روی ذهن مشتری احتمالی انجام می شود تا محصول مورد نظر نهادینه شود.

چنانچه با مقالات بخش بندی بازار و انتخاب بازار هدف را ندیدید، ابتدا این مقالات را ببینید سپس ادامه مقاله رو مطالعه نمایید

بخش بندی بازار در استراتژی بازاریابی

انتخاب بازار هدف در استراتژی بازاریابی

جایگاه یک کالا، بر اساس صفات بر جسته آن از دیدگاه مصرف کنندگان تعریف می شود. به عبارت دیگر جایگاه یک کالا، مکانی است که کالا در مقایسه با کالاهای رقیب، در اذهان مصرف کنندگان اشغال می­کند.

هر شرکتی باید با یک ویژگی خودش را متمایز کند. تمایز بیش از آن که عینی و برای مشتریان قابل درک، فهم و تشخیص باشد، ذهنی است، یک Image یا تصویر ذهنی است. جایگاه ­یابی تلاشي است براي متمايز ساختن سازمان از ساير رقبا تا از سوي مشتريان نسبت به سـاير رقبا ترجيح داده شود.

از دیدگاه بازاریابی، موقعیت سازی برند (جایگاه­یابی برند) تصوری است که شما در ذهن مشتری در مورد برند خود خلق می­کنید و برندسازی شخصی، چیزی است که می­خواهید مشتریان و مخاطبان احتمالی در مورد شما احساس کنند.

جایگاه ­یابی مستلزم آن است که ارتباط بین جایگاه خود و رقبا مشخص شود. جهت نیل به این هدف، باید موارد زیر مشخص شود:

1) تعیین چارچوب مرجع با شناسایی بازار هدف و رقبا

2) شناسایی تفاوت­ها و شباهت­ها نسبت به رقبا

3) ایجاد یک برند تجاری که موقعیت و ماهیت برند را منعکس می کند.

استراتژي جايگاه­ يابي را نحوه انتخاب بخشی از بازار هدف، با توجه به چگونگی عملکرد در کنار رقبا تعریف می­کنند که در این بخش مشتریانی با خواسته های متفاوت وجود دارند.

از دیدگاه کاتلر جایگاه یابی طراحی کالا و تصویر ذهنی شرکت است به گونه ای که این دو در اذهان مشتریان هدف از جایگاه رقابتی برجسته و نمایانی برخوردار گردند.

استراتژی جایگاه ­یابی از یک کسب و کار، اگر چه تنها فروش محصولات نیست بلکه فعالیتی ضروری در برنامه ریزی کسب و کار است. این مفهوم نزدیک به تقسیم بندی بازار به زیرمجموعه های مجزا از مشتریان با توجه به نیازهایشان می باشد.

استراتژی جایگاه ­یابی اشاره به تصمیم­رگیری در یک بخش خاص از بازار هدف جهت تامین نیازهای مشتریان می نماید. علاوه بر این جایگاه یابی استراتژیک به مشتری کمک می کند تا به شکلی یک محصول یا خدمت توسط مشتریان نسبت به رقبا شناسایی و انتخاب شود.

استراتژی جایگاه ­یابی در شاپینگ مال ها نیز امری ضروری به نظر می رسد به طوری که امروزه مراکز خرید سعی دارند با ایجاد تمایز نسبت به رقبا به منظور زنده ماندن و در عرصه بودن تلاش کنند.

جایگاه یابی استراتژیک بدون شک هسته هر کسب و کاری است. علاوه بر این جایگاه یابی استراتژیک کمک می کند تا به شکلی یک محصول یا خدمت و جایی که در آن ارائه خواهد شد توسط مشتریان نسبت به رقبا کشف شود.

یک جایگاه استراتژیک از یک سبک و کار؛ اگر چه تنها فروش محصولات نیست بلکه فعالیت ضروری در برنامه ریزی کسب وکار است. این مفهوم نزدیک به تقسیم بندی بازار که بازار را به زیر مجموعه های مجزا از مشتریان با توجه به نیازشان و راه هایی جهت خرید و استفاده محصولات و خدمات تقسیم می کنیم؛ می باشد.

به عبارت دیگر، این مفهوم وابسته به مشتری است و به دلایل ذکر شده، بسیاری از شرکت ها سعی در بهبود عملکرد خود به وسیله گسترش دسترسی به مشتریان در بازارهای موجود به وسیله تغییر سلسله مراتبی حاکم بر ساختارها یا عملکردها در چارچوب این صنعت دارند.

از این رو، جایگاه­یابی استراتژیک شاپینگ مال­ها؛ تفاوت­ها را نمایش می­دهد که یک بخش مهم از مدیریت بهره­برداری از یک مرکز می شود. جایگاه­یابی استراتژیک با تمرکز بر مشتریان، در اوج توسعه بازار، تأکید زیادی روی مشتریان می کند. استراتژی جایگاه­یابی از یک مال باید هر دو گروه مشتری(خرده فروشان (عرضه) و خریداران (تقاضا)) در هر بخشی از بازار در نظر گرفته شود.

یک استراتژی جایگاه ­یابی باید به عنوان یک مزیت رقابتی پایدار در نظر گرفته شود. جایگاه برند[1] از مزیت رقابتی محصولات شرکت نسبت به محصولات رقیب خلاصه می شود این جایگاه از طریق اجزای آمیخته بازار یابی[2] به ذهن مشتری انتقال می یابد. رویکرد کاتلر به نقش محصول در جایگاه­یابی  برند توجه دارد.

2-3-1- مدل جایگاه ­یابی

جا انداختن یک محصول جدید در ذهن مشتریان یا دوباره جا انداختن و بهبود جایگاه یک محصول موجود در ذهن آنها مستلزم انجام یک سری اقدامات و برداشتن گام هایی است که این7 گام مطابق مدل ذیل می­باشد. در این مدل که به مدل واکر معروف است، مدیران باید مجموعه ای از محصولات رقابتی عرضه شده به بازار هدف را مشخص نموده (گام اول) سپس ویژگی های مهم محصول از دید مشتریان را شناسایی نموده(گام دوم) مدیران و بازاریابان، باید جامعه نمونه ای از مشتریان را تشکیل داده و به جمع آوری داده های لازم در مورد دیدگاه مشتریان بپردازد (گام سوم) محقق داده­های جمع­آوری شده را تحلیل کرده و به این طریق جایگاه فعلی محصول را در ذهن مشتری تعیین می کند و جایگاه فعلی را ارزیابی می کند(گام چهارم) بعد از انجام مراحل فوق، مدیران باید مجموعه­ای از برترین ویژگی­ها را مشخص نمایند که این کار نیز خود نیازمند جمع آوری داده ها است(گام پنجم) سپس باید مقایسه ای بین برترین ویژگی ها از دید مشتری و جایگاه فعلی محصول انجام شود (گام ششم) نهایتا مدیران، گزارشی حاوی تصمیمات جدید در رابطه با جایگاه یابی مجدد، اتخاذ می کنند (گام هفتم) نمودار زیر هفت گام ذکر شده را نمایش می­دهد.

[1] Brand

[2] Marketing mix

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *